روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
118
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بنام « پونتوراكيا » ( يا بندر « ارگلى » كه همان « هراكليا پونتيكا » است ) « 1 » رسيديم . اين شهر بشاهزاده سليمان چلبى كه پسر ارشد سلطان فقيد ( بايزيد ) است تعلق دارد . آنشب درين بندر مانديم و دوشنبه نتوانستيم از باد استفاده كنيم زيرا باد در جهت مخالف ميوزيد . اين شهر ( بندر ارگلى ) در كوهپايههاى چند كوه كه بساحل نزديك هستند واقع است . بر فراز بلندترين اين كوهها دژى قرار دارد . اين شهر چندان پرجمعيت نيست و مردم آن غالبا يونانى هستند . فقط معدودى از تركان در آنجا مسكن گزيدهاند . در روزگار پيشين اين شهر در قلمرو امپراطورى يونان بود ، اما ( چنان كه براى ما نقل كردند ) در حدود سى سال پيش ، امپراطور ( مانوئل ) شهر را به بهاى چند هزار دوكا به سلطان بايزيد پدر شاهزاده سليمان چلبى كه ازو هم اكنون ياد كرديم ، فروخت . اين شهر سابقا شهرت بسيار داشت و بواسطهء داشتن بندرگاه بسيار خوب شهرى پر ثروت بشمار ميرفت . پونتوراكيا * از آنجهت نام يافته كه بانى آن امپراطورى بوده كه پونتو نام داشته و راكيا نام محل و اطراف آن است . فرداى آن روز كه مصادف بود با بيست و پنجم مارس آمادهء حركت از آن بندر شديم . تا غروب به كنار دژى رسيديم كه در ساحل تركان واقع بود و « ريو » « 2 » نام داشت . درين برج نگهبان و پادگان نبود . بندرگاه در پاى آن دژ واقع بود . ما به آنجا داخل نشديم ، چون ديديم كه گروه بزرگى از تركان به مجرد ديدن كشتى ما گرد آمدند بتصور اينكه ما دزدان دريايى هستيم و براى غارت آمدهايم . پس دور از بندر مانديم و نيمشب به راه افتاديم . روز بعد قبل از ظهر به دهانهء رودى كه از جانب كوهستانهاى تركيه به دريا ميريزد رسيديم . اين رود بنام « بارتان » « 3 » خوانده مىشود . توقف كرديم تا آب شيرين بگيريم . در مصب رود صخرههاى بلند بسيارى ديديم كه بر روى يكى از آنها برجى ساخته شده بود كه دهانهء رودخانه را نگهبانى مىكرد تا
--> ( 1 ) - Pontoraquia ( يا Bender Fregli كه همان Heraclea Pontica است ) ( 2 ) - Rio ( 3 ) - Bartan